امروز پنج شنبه, 28 دی 1396 - Thu 01 18 2018

آخرین زمان بروزرسانی FTM_DATE_FORMAT_LASTUPDATE

17 شهر قفقاز متعلق به ایران است

نشرپرس/  منصور حقیقت‌پور ,نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس و نماینده اردبیل در مجلس در گفتگو با روزنامه قانون اظهار داشت : "هفده شهر قفقاز متعلق به ایران است".

این نماینده مجلس پیشنهاد داد ابتدا یک رفراندم در قراباغ برای پیوستن به ایران برگزار شود و سپس بقیه نقاط جمهوری باکو به ایران الحاق گردد.

آن چه در زیر می آید مصاحبه روزنامه قانون با منصور حقیقت پور در همین زمینه است: در روزهای آغازین سال ۱۳۹۲ برگزاری یک نشست ضدایرانی در جمهوری باکو، واکنش تند مقامات ایرانی را در پی داشت. بعد از نشست گروه تجزیه طلب موسوم به «داک» در اواخر سال گذشته این دومین نشست ضدایرانی در چندماه اخیر است که با تایید و حتی حضور برخی از مقامات امنیتی و نمایندگان پارلمان این جمهوری در باکو برگزار می‌شود. در پی این اقدام منصور حقیقت‌پور، نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و نماینده مردم اردبیل و نمین در مجلس، در گفت و گو با « قانون» بیان داشت که ۱۷ شهر قفقاز متعلق به ایران بوده و این ایران است که باید ادعاهای ارضی در خصوص جنوب قفقاز مطرح کند. حقیقت‌پور عضو هیات علمی دانشگاه و استاندار سابق اردبیل است که در مطالعات و سوابق علمی قابل توجهی در خصوص مسائل هویتی و ژئوپلتیکی منطقه دارد. آنچه در زیر می‌آید حاصل گفت‌وگویی است که با وی در خصوص مسائل آذربایجان و قفقاز انجام شده است.

آذربایجان به عنوان یکی از مناطق مرزی کشور بحران‌های سیاسی متعددی را پشت سر گذاشته است. از دید شما به عنوان یکی از استانداران پیشین در منطقه، اولا کیفیت بحران امنیتی چگونه است، و این بحران‌ها چگونه پشت سر گذاشته شده‌اند؟

در این منطقه غائله‌هایی از جمله غائله فرقه دموکرات، غائله خلق مسلمان و غائله روزنامه ایران به‌عنوان بحران‌های گذشتة منطقة تجربه شده است. نقش عوامل خارجی مهم‌ترین ویژگی بحران‌های یاد شده است و درواقع هیچ یک از این بحران‌ها درون زا نبوده‌اند. به‌عنوان مثال در غائله فرقه دموکرات نقش جدی و بازیگری روس‌ها، در غائله حزب خلق مسلمان، بازیگری آمریکایی‌ها که اسناد لانه جاسوسی حاکی از پیش از 1918 نام آذربایجان به شمال رود ارس اطلاق نمی شد

این مسئله است (ارتباط حسن شریعتمداری با آمریکایی‌ها و غربی‌ها) و هم‌چنین در مورد پان‌ترکیسم و پان‌آذریسم به‌عنوان بحران جدید نقش بازیگران خارجی ترکیه، آذربایجان و سپس آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها کاملا مشاهده می‌شود. فرقه دموکرات بعد از جنگ جهانی دوم در منطقة آذربایجان مسئله‌ساز شد. زمینه این اقدام را باید در سال‌های ۱۹۱۸ جست وجو کرد. در دوره مساواتی‌ها اتفاقاتی در منطقه شمال ارس صورت گرفت. از جمله جابه جایی هدفمندی پاره‌ای از اسامی و مناطق مرزی است.

مثلا در طول تاریخ هیچ‌گاه شمال ارس به‌عنوان آذربایجان شناخته نمی‌شده است. بر اساس اسناد جنوب ارس آذربایجان و شمال ارس در مناطق آران و شروان و قره‌باغ بوده است. این اسامی در دوره حزب مساوات تغییر یافت، آران به آذربایجان بادکوبه به باکو و... که از آن‌ها می‌توان به‌عنوان جعل تاریخ نام برد. هدف از این اقدامات آن بود که با قرینه‌سازی تاریخی، اتحاد سرزمینی تعقیب شود، وقتی روس‌ها حزب مساوات را از منطقه خارج کرده و بر منطقه مسلط شدند.

از این ایده حزب مساوات برای اهداف امنیتی و سرزمین خود استفاده کردند. غائله فرقه دموکرات با اشغال آذربایجان توسط قوای مسلح روسیه شدت می‌یابد اما در کوتاه‌مدت شکست می‌خورد. عوامل مهمی در شکست این غائله در منطقة آذربایجان دخیل بوده‌اند که عوامل خارجی در شکست این بحران دارای اثر پررنگی بوده‌اند به‌گونه‌ای که شاید بدون ایفای نقش عوامل خارجی این بحران، سال‌های طولانی‌تری ادامه می‌یافت.

از سوی دیگر فرقه دموکرات و‌ پیشه‌وری که در مقطعی زمام امور را به دست گرفتند در رفتار سیاسی خود در اداره آذربایجان کارایی مثبتی اگر قرار بر طرح مباحث تاریخی باشد 17 شهر قفقاز متعلق به ایران است

نشان ندادند و این منجر به اثبات نبود شایستگی آن‌ها در رفتار سیاسی در آذربایجان و به خصوص تبریز شد. از جمله اقدام به اصلاحات ارضی بدون برنامه‌ریزی که مشکل‌ساز شد، اجرای مدل‌های رفتار حکومت‌های چپ و پرداختن بی‌رویه به موضوعاتی چون حقوق کارگران بود، درحالی‌که تنها یک درصد از جمعیت آن زمان آذربایجان در کارخانه‌ها مشغول به کار بوده‌اند، تحت تأثیر این سیاست‌ها ارتباط با بازار کشور دچار مشکل شد، هم‌چنین توسعه ارتباطشان با روس آن‌ها را با مسائلی روبه‌رو کرد و در مردم این نگرش پدید آمد که این فرقه دارای تفکرات و عِرق ملی نیستند.

 

در تجزیه و تحلیل این حرکت به نظر می‌رسد که هیچ پیشینه و سابقة تاریخی در منطقة آذربایجان وجود نداشته و بحران به نوعی وارداتی بوده است که ضعف حکومت وقت در آن مشهود است، نقش بازیگران خارجی به شدت پررنگ است و هم‌چنین شاهدیم که هیچ ادبیات مشترکی میان سران فرقه و مردم به وجود نمی‌آید.

بعد از فروپاشی شوروی، در شمال رود ارس کشوری تشکیل شد که امروزه از آن
به نام جمهوری آذربایجان نام می‌بریم و‌‌ همان طور که گفتید حتی انتخاب نام آن نیز محل اشکال بود. این کشور باوجود ناتوانی‌هایی که داشته و دارد ادعاهای گزاف و خارج از توان و ظرفیت در خصوص مسائل ایران بیان می‌کند. این ادعا‌ها را چطور ارزیابی می‌کنید؟

پدیده پان‌آذریسم آفتی است که امروز جمهوری آذربایجان با آن درگیر است. اتفاقات زیادی برپایه سناریوی پان‌آذریسم رخ داده است. از جمله جعلیات فراوان در تاریخ تا آنجا که آنچه در مدارس ‌این کشور به‌عنوان تاریخ آذربایجان تدریس می‌شود یک تاریخ جعلی بزرگ شده است. در این بین دولت باکو نهادهای به ظاهر غیردولتی را برای پیشبرد این اهداف و برنامه‌ها راه‌اندازی کرده است. همه این ادعا‌ها در حالی صورت گرفته است که رژیم باکو هنوز 20 درصد از خاک خود را در اشغال ارامنه واگذار کرده و قادر به بازپس گیری قره باغ نیست. این اقدام آن‌ها با توجه به نبود قدرت سیاسی و مدیریتی در این جمهوری گمانه‌زنی‌های مختلفی را در پی دارد از جمله آن‌که طرح این مسئله از سوی باکو نوعی پیش‌دستی در برابر امکان طرح ادعای بازپس‌گیری ١٧ شهر قفقاز از سوی ایران است.

اقدامات اخیر این جمهوری به ویژه برگزاری نشست‌های ضدایرانی با پوشش غیردولتی را چطور ارزیابی می‌کنید؟

سناریوی این تهدید بر پایه فرهنگ و اشتراک زبان است و اهداف این تهدید، فرهنگ تمامیت ارضی و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران
به شمار می‌رود. حوزه تهدید نیز به دلیل قرارگیری در مجاورت کردستان و بحران‌های بالقوه آن منطقه از حساسیت خاصی برخوردار است. به نظر من مردم این جمهوری علاقه وافری به ایران دارند. ما پیشنهاد دادیم مردم این شهر‌ها
علاقه مندی خود را برای پیوستن به ایران اعلام کنند تا با برگزاری این رفراندوم میزان رغبت مردم این ۱۷ شهر را برای پیوستن به ایران بسنجیم که در این بین اولویت با آوارگان منطقه قره‌باغ است، چرا که بیشترین تمایل را برای پیوستگی به ایران نشان داده‌اند. همان طور که قبلا گفته‌ام اگر قرار بر الحاق باشد، بر اساس منطق تاریخی این ۱۷ شهر قفقاز است که باید به ایران بپیوندد.

محل کنونی شما شما اینجا هستید: Home سیاسی 17 شهر قفقاز متعلق به ایران است